گم شدم
بین همه ی دنیایی که ساختینش
هیچ چاره ی دیگه ای ندارم
باید زندگی کنم
"باید به زندگی آری گفت"
با همه ی اتفاقات مزخرفش
از خودکشی متنفرم
با این کار فقط تسلیم دنیا میشم
پس میجنگم
ای دنیا!
من همان هماورد توام
فکر میکردم اون صمیمی ترین دوست منه
اما اونم نبود
تازه فهمیدم تو دنیا هیچ دوستی وجود نداره
LP:I remembered back who you are
هر مشکلی با نوش داروی زمان میتونه حل بشه
اما من باید خیلی زود تر مشکلاتم رو حل کنم
من میخوام تنها باشم
نمیخوام با شما بگردم تا مثل شما بشم
کجای این غرور یا کلاس گذاشتنه؟
من تو خودم موندم که میخوام چی کار کنم!!
اننقد هم بد بخت نیستم که به شما فکر کنم که بخوام براتون کلاس بزارم
لعنتیا
من بالاخره این سد هایی رو که شما ساختید رو خراب میکنم
تو این راه وقت زیادی گذاشتم اما بی فایده بود
چون تنها بودم و هستم
اگه کسی هم مثل من باشه من نمیشناسمش
اما خیلی ها هم هستن که فکرشون رو تو یک چهار دیواری مشخص حبس کردن
نمیخوان فکرشون آزادانه پرواز کنه
اما من فکرمو پرواز میدم و خودم هم با بالای اون پرواز میکنم
.
.
.
بال های خودم شکستن
شما رو به خدا انقد به هم دروغ نگید
بسه دیگه
چرا همه دارن به هم دروغ میگن؟
شاید این زندگی جهنمی رو خودم برای خودم ساخته باشم
اما شما هم تو بدتر شدنش نقش داشتید
خیلی وقت ها از همه چیز خسته میشم
بعد دوباره شروع میکنم
مجبورم که شروع کنم
مثل اینکه بمیرم و دوباره زنده بشم بدون هیچ اختیاری
خوشی های بعد از تولد دوباره زیاد دووم نداره
و من دوباره خواهم مرد

