گفتم دارم میرم، نفهمیدن چی دارم میگم (مثل همیشه)
وسایل سفر رو جمع کردم
تازه ازم پرسیدن "داری کجا میری؟"
گفتم "دارم میرم از تا از اینجا دور بشم. دور از شما. انقدر ادامه میدم تا به مقصدم برسم"
گفتن "میدونی به کجا ختم میشه؟"
گفتم" من دارم میرم که از اینجا دور بشم، شاید به خودم هم رسیدم"
گفتن" تو راه میخوی چی کار کنی؟ از گرسنگی میمیری!"
گفتم" سفر من انقدر طولانی هست که در هر صورت میمیرم.
هنوز دارم به سفرم ادامه میدم
هنوز نمردم
اما به خودم هم نرسیدم
شاید اگه بمیرم برسم
نمیدونم
از خودم یه همچین توقعی نداشتم
چرا اعتماد کردم؟
من به تنهایی عادت دارم
خودم بهتر از پس کارام بر میام
از اول تنها بودم بین این افکار
بدون شما حتما همه چیز بهتر پیش میره
اولش هم گفتم که دونستن افکار من و تحملشون کار ساده ای نیست
میگفتن هر چیز باشه تا آخرش هستن
برای رفتنتون الانم خیلی دیره
برید به جا دیگه حرص خودتون خالی کنید
خیلی خوبه که همه چیز ایطوری به خوبی تموم میشه
(دوباره تنها شدم)
باز برای جنگیدن تو این دنیای لعنتی تنهام
فکر میکردم مثل خودم باشید
یه اشتباه بزرگ
اما من شکست نمیخورم
تنها بودن برای من یک حالت عادیه
اما
دیگه به هیچ کی اعتماد نمیکنم
حتی به خودم
LP: I won't trust myself with you
چرا اعتماد کردم؟
من به تنهایی عادت دارم
خودم بهتر از پس کارام بر میام
از اول تنها بودم بین این افکار
بدون شما حتما همه چیز بهتر پیش میره
اولش هم گفتم که دونستن افکار من و تحملشون کار ساده ای نیست
میگفتن هر چیز باشه تا آخرش هستن
برای رفتنتون الانم خیلی دیره
برید به جا دیگه حرص خودتون خالی کنید
خیلی خوبه که همه چیز ایطوری به خوبی تموم میشه
(دوباره تنها شدم)
باز برای جنگیدن تو این دنیای لعنتی تنهام
فکر میکردم مثل خودم باشید
یه اشتباه بزرگ
اما من شکست نمیخورم
تنها بودن برای من یک حالت عادیه
اما
دیگه به هیچ کی اعتماد نمیکنم
حتی به خودم
LP: I won't trust myself with you

